روایت‌های حریم کرامت | قسمت سوم شب عاشورای سال ۱۳۷۸ بود. آستان حضرت ابراهیم بن موسی بن جعفر(ع) و فرزندشان حضرت اسماعیل(ع) نیز رنگ و بوی عزای حضرت اباعبدالله الحسین(ع) داشت. در میان زائرانی که آن شب به آستان آمده بودند، بانویی از حبیب‌آباد حضور ...
- 4 بازدید
روایتهای حریم کرامت | قسمت سوم
شب عاشورای سال ۱۳۷۸ بود.
آستان حضرت ابراهیم بن موسی بن جعفر(ع) و فرزندشان حضرت اسماعیل(ع) نیز رنگ و بوی عزای حضرت اباعبدالله الحسین(ع) داشت.
در میان زائرانی که آن شب به آستان آمده بودند، بانویی از حبیبآباد حضور داشت که این بار با امیدی متفاوت قدم به حرم گذاشته بود.
نام او اقدس منصوری بود.
بیماریای که خوردن را دشوار کرده بود
در کتاب «رهیافتگان حریم کرامت» آمده است که خانم منصوری به سرطان حنجره مبتلا شده بود.
گلوی او تحت نظر پزشک در بیمارستان امیرالمؤمنین(ع) جراحی شده بود و پس از آن نیز برایش پانزده جلسه شیمیدرمانی در نظر گرفته شده بود.
شرایط جسمی او مناسب نبود.
پس از جراحی و درمان، خوردن غذای معمولی برایش بسیار دشوار شده بود و تنها قادر بود مایعات مصرف کند؛ آن هم گاهی همراه با تهوع.
مدتی در منزل برادرش بستری بود و اعضای خانواده با نگرانی او را همراهی میکردند.
در میان این نگرانیها، مادر اقدس هنوز امید داشت.
او از کرامات حضرت ابراهیم(ع) و فرزندشان حضرت اسماعیل(ع) بسیار شنیده بود و سرانجام تصمیم گرفت دختر بیمارش را به حرم ببرد.
شب عاشورا، اقدس همراه مادر، همسر و تعدادی از نزدیکانش راهی آستان سیدان الکریمان(ع) شد.
مادر، دخترش را در حرم دخیل بست و همراهان به دعا و زیارت مشغول شدند.
زمان گذشت تا اینکه چیزی به اذان صبح نمانده بود.
بوی گلاب و عطر
خانم منصوری در حالتی میان خواب و بیداری احساس کرد که در حرم گلاب و عطر میزنند.
بدنش به لرزه درآمد و به مادرش گفت:
«مادر، حرم را گلاب و عطر میزنند!»
اما مادر چیزی از آنچه دخترش میگفت مشاهده نمیکرد.
این اتفاق چند بار تکرار شد.
در همان زمان، همسر اقدس، محمدحسین شکلآبادی، که بیرون صحن داخل خودرو خوابیده بود، رؤیای دیگری میدید.
«خانم مریضی که کنار ضریح است، از شماست؟»
او در عالم خواب سید بزرگواری را با شال و عمامهای سبزرنگ دید که کنار خودرو ایستاده بود.
سید بزرگوار پرسید:
«چرا شما به اینجا آمدهاید؟»
او پاسخ داد:
«آقا، مریض داریم.»
سید بزرگوار فرمود:
«خانم مریضی که کنار ضریح است، از شماست؟»
پاسخ داد:
«بله.»
پس از آن، سید بزرگوار به سمت صحن و حرم حرکت کرد.
اما همزمان، در داخل حرم نیز رؤیای دیگری در حال شکل گرفتن بود.
«این کاسه را بخورید تا حالتان بهتر شود»
خانم منصوری در عالم خواب بانوی بزرگواری را دید که کاسهای آش برایش آورد.
آن بانو کاسه را به او داد و فرمود:
«این کاسه را بخورید تا حالتان بهتر شود.»
اقدس پاسخ داد:
«نمیتوانم چیزی بخورم.»
پاسخی طبیعی برای کسی که مدتی بود توان خوردن غذای عادی را نداشت.
اما آن بانوی بزرگوار دوباره از او خواست که بخورد.
خانم منصوری کاسه را گرفت.
پس از آن از خواب برخاست و همراهانش را از آنچه دیده بود باخبر کرد.
تغییری که همراهان مشاهده کردند
در ادامه روایت کتاب آمده است که خانم منصوری هنگام آمدن به حرم توان راه رفتن با پای خود را نداشت و دیگران او را همراهی میکردند.
اما پس از آن رؤیا، با پای خودش حرکت کرد.
کسی که خوردن غذای معمولی برایش ممکن نبود، دوباره میل به غذا پیدا کرد و شروع به خوردن کرد.
در ادامه روایت حتی آمده است که او دوباره به قالیبافی مشغول شد.
نتیجهای که باعث تعجب شد
مدتی بعد و طبق توصیه پزشک، خانم منصوری برای انجام آزمایش خون مراجعه کرد.
وقتی پسرش برای دریافت نتیجه آزمایش رفت، از تحویل آن به او خودداری کردند؛ زیرا تصور میکردند نمونه خون اشتباه شده است و خواستند خود خانم منصوری مراجعه کند.
او شخصاً به بیمارستان رفت و نتیجه آزمایش را دریافت کرد.
سپس جواب آزمایش را نزد پزشکش برد.
در کتاب از قول پزشک نقل شده است که پس از مشاهده نتیجه و وضعیت بیمار، با تعجب پرسید:
«چه کردهاید که اینگونه شده است؟»
و از وضعیت او اظهار شگفتی کرد.
چهار سال بعد
نویسنده کتاب میگوید زمانی که حدود چهار سال از این ماجرا گذشته بود، دوباره به منزل این خانواده مراجعه کرده و خانم منصوری را در حالی دیده که بدون مشکل، زندگی عادی خود را ادامه میداد.
خانم منصوری همچنین روایت کرده است که مدتی پس از آن اتفاق، از بازگشت بیماری نگران شده بود.
همان شب در عالم خواب سید بزرگواری را دید که به او فرمود:
«شما شفا یافتهاید، ناراحت نباشید.»
یک شب عاشورا...
خانوادهای نگران...
رؤیایی بیرون از حرم و رؤیایی دیگر در کنار ضریح...
و سرگذشتی که سالها پیش در کتاب «رهیافتگان حریم کرامت» ثبت شد.
آنچه خواندید، بازنویسی همان روایت مکتوب است. جزئیات پزشکی و اتفاقات نقلشده نیز بر اساس روایت کتاب بازگو شدهاند و به معنای ارزیابی یا تأیید مستقل پزشکی نیستند.
روایتهای حریم کرامت
روایتهایی از آستان حضرت ابراهیم بن موسی بن جعفر(ع) و فرزندشان حضرت اسماعیل(ع)
سیدان الکریمان(ع)